سايير حركتلر

ورود زنان به سیاست

 سويل سليماني

مشارکت جدی زنان در سیاست ایران بعد از انقلاب مشروطه آغاز شد. طي اين انقلاب ملي گرا به جز گروهي از عناصر ترقي خواه آن، مابقی به اسلام تمايل داشتند . برخی يك جنبش عمومي را برای تدوین قانون اساسي به راه انداختند و زنان را با حفظ چادر از خانه بيرون كشيدند و بنيان هاي مذهب و نفوذ روحانيت، درقوانین را حفظ کردند. در اين فضا، بخشي از زنان خواهان لغو حجاب بودند. زنان بي حجاب که با شعار آزادي و برابري در بازار و خيابان ها دست به تظاهرات زندند، توسط سردمداران مشروطه، روحانيت و بازاريان، مزدوراني خوانده شدند كه از جانب مخالفين مشروطه اجير شده بودند جنبش را بدنام سازند. بنابر اين در قانون اساسي مشروطه هيچ حقوقي براي زن تصويب نشد.

 

با این وجود در سال 1290ه.ق، حاجي وكيل الرعايا، نماينده همدان براي اولين بار در تاريخ ايران مسئله حقوق برابر زنان را در مجلس مطرح کرده و بويژه از روحانيت خواست با حق رأي زنان موافقت كنند. اما مجلس دچار تشنج شد. روحانيت آن را فاجعه بار و مصيبتي براي اسلام خواند. در پايان جلسه مجلس ، رئيس مجلس حتي از ثبت آن مسائل در دفترچه مجلس جلوگيري كرد. در مجلس دوم ، در سال 1909 تعداد آزاديخواهان دمكرات در اقليت بودند، بنابر اين مجلس دوم، مردان بيسواد، زنان، ديوانگان، مجرمين، ورشكستگان، قاتلين و مخالفين شريعت و افرادي كه صغير تلقي مي شدند را از رأي محروم كرد.(بدرلملوك/ بامداد/ص 29)

 

 

 

بعد از انقلاب اكتبر، آزاديخواهي و مدرنيته در ايران عميقا تقويت يافت. فعاليتهاي ژنوتدل(سازمان زنان حزب بلشويك) در قفقاز و آسياي ميانه تأثير بسزائی در مبارزه براي آزادي زنان در ايران داشت. روشنفكران و جريانات پيشرو تحت تأثير انقلاب دست به تأسيس سازمان هاي سياسي و فرهنگي زده و براي كسب حقوق زنان آغاز به فعاليت نمودند. روزنامه "شرق قاديني" (زن شرق) در آذربايجان شوروي براي آزادي و حقوق زنان وسيعا فعاليت مي كرد. دولت شوراها بدليل قوانين و اقداماتي كه در مورد آزادي و حقوق زنان به تصويب رساند، محبوبيت فراواني در بين زنان در ايران كسب كرد. چون اين قوانين توسط يك دولت سوسياليستي اجرا مي شد، محبوبيت سوسياليسم در بين زنان را نیز بيش از پيش افزايش يافت. در نتيجه تأثير انقلاب اكتبر و به علت نبود يك دولت مركزي سركوبگر فضاي آزاديخواهي در ايران در حال بهبود بود.

 

حزب كمونيست ايران از بدو تشكيل، عضويت زنان را در حزب به رسميت شناخت و برابر حقوقي مرد و زن را در عمل به اجرا در آوردند. اولين بار در تاريخ احزاب ايران، حزب كمونيست حقوق برابری زنان را در سازمان حزبي رسميت بخشيد.

 

زنان عضو فعال حزب كمونيست ايران شروع به فعاليت در زمينه كسب حقوق زنان كردند. تعداد اعضاي زن اين حزب روز به روز گسترش مي يافت و فعالين زن اين حزب به سازماندهي زنان در ايران مي پرداختند. در این دوره سلطان زاده از رهبران حزب مانیفستي در مورد زنان را نوشت. (اسناد تاريخي جنبش كارگري، سوسيال دمكراسي و كمونيستي در ايران. تهران. انتشارات علم. 1358 و ...)

 

در سال 1921 برخی از زن های کمونیست در رشت از جمله روشنك نوعدوست، جميله صديقي، سكينه شبرنگ و اورانوس پارياب برای كسب حقوق و آزادي زنان، جمعیتی تشكيل دادند و زنان و دختران روشنفكر گيلان در اين جمعيت به فعاليت پرداختند و با تأسيس مدارس سوادآموزي بزرگسالان، دبستان، كتابخانه و تشكيل سخنراني ها و تئاتر در اشاعه آگاهي و افكار آزاديخواهانه و برابری طلبانه كوشيدند. جميله صديقي و شوكت روستا را بعدها رژيم رضاشاهي به چهار سال حبس در زندان زنان تهران محكوم كرد.(ايراندوخت ابراهيمی. انقلاب اكتبر و ايران"(مجموعه مقالات). چاپ دوم. ص 319)

 

زنان كمونيست با روزنامه ها و فعالين زن در اتحاد جماهیرشوروي رابطه برقرار كرده و خواهان مبارزه مشترك و به رهبري آنها براي رهائي زنان در ايران شدند.

 

در سال 1923 انجمن بيداري زن توسط كمونيست هاي زن ايجاد شد. دومين كنگره حزب كمونيست در سال 1927 در اروميه (اين كنگره در راستوف تشكيل شد. اما نام كنگره اروميه گذاشته شد) که در دستور كارش "كار در ميان زنان" قرار داشت. اين كنگره خواهان لغو شيفت شب براي زنان كارگر و كودكان و حقوق مادري براي زنان كارگر شد.... (اسناد تاريخي جنبش كارگري،سوسيال دمكراسي و كمونيستي در ايران. تهران. انتشارات علم. 1358 .

ص/ 107 و116)

 

اگر به سير تاريخي فعاليت زنان در سازمان ها سياسي نظري بيفكنيم، خواهيم ديد كه از دوران مشروطه هميشه دو نيروي راست و چپ در تمام ابعاد نظري و پايه اي که حقوق زن نيز جز آن مي باشد، در مقابل هم قرار داشته اند. نيروهاي راست كه در ميانشان حتي اشخاص روشنفکری هم بودند، اما در مورد حقوق زن برخورد شريعت گونه داشته و يا سكوت كرده اند. حتي در دوره به اصطلاح مدرنيته محمد رضاشاهي نيز همين برخورد بوده است. جبهه ملي كه نيروئي متشكل از احزاب ملي گرا و اسلامي بود. در برنامه آن عدالت اجتماعي، تأمين و اجراي قوانين مشروطه و بهبود وضعيت اقتصادي طرح شده بود. اين جبهه هيچگونه مشخصه آزاديخواهانه يا ليبراليستي و اعتقادي به حقوق فردي و اجتماعي نداشت. باوجود اینکه مصدق اصلاح قانون انتخابات را در برنامه دولت قرار داد، 17 شهريور 1330 در اجراي ماده 13 قانون، آئين نامه مربوط به انتخاب نمايندگان كارگران و كارفرمايان را دركميسيون سازش و شوراي توافق تدوين كرد و تصويب نامه مربوط به آن گنجاندن عبارت "اعم از زن و مرد"، مسئله حق فعاليت صنفي و انتخاب كردن و انتخاب شدن زنان در شوراها را مطرح كرد. اما اجراي اين مصوبه تا بعد از سي تير 1331 معوق ماند. وي در 11 آبان سال 1331 در لايحه قانوني شهرداري در انتخابات انجمن هاي شهر و ده، حق رأي و انتخاب شدن زنان را در اين انجمن ها گنجانيد. اما روحانيت و فدائيان اسلام عليه اين قانون برخاستند. و از اين رو در دي ماه 1331 در اجراي برنامه دولت، مصدق لايحه اصلاح بخشي از قانون انتخابات كه در آن حق رأي زنان براي انتخاب شدن و انتخاب كردن فراتر از شوراها و شهرداري ها مطرح نشد.

 

در ديكتاتوري رضا شاه احزاب مترقي و پيشاپيش حزب كمونيست از طرف دولت طي قانوني ممنوع اعلام شد (که از طرف مبارزين پيشگام قانون سياه ناميده شده است) اكثر فعالين و رهبران اين حزب تحت تعقيب و پیگرد قرار گرفته و عده زيادي از آنها دستگير و راهي سياهچال هاي رژيم شدند. بعد از اشغال ایران توسط متفقين در سال 1320 و فرار رضا شاه از کشور، فضائي نسبتا باز سياسي در ايران بوجود آمد و نيروهاي پيشرو، بخصوص اعضاي حزب كمونيست و گروه 53 نفر از زندان آزاد شدند که بعد از آزادي عده اي از آنها حزب توده ايران تأسيس گردید. در جامعه بشدت مذهبي آن روزها از طرف اكثر روحانيت درباري و قشري و همچنين عاملين رژيم علیه نیروی چپ با انگ بي خدائي در ميان اهالي تبليغات گسترده اي درجریان بود. آنها نمی توانستند بنام كمونيست فعالیت نمایند، از اين رو نام حزب را توده گذاشته و اعتقاد به آرمان هاي كمونيسم و خواستهاي زنان مطرح نشد. اما بعد از يك سال حزب توده توانست خواستها و مطالباتي زنان را در برنامه اش بگنجاند. و در نهايت اين حزب در برنامه خود برابري زن و مرد را اعلام داشت.

 

در اين رابطه خانم مريم فيروز در خاطراتش چنين مي نويسد: " بعد از فوت اسكندر ميرزا (سليمان محسن اسكندري. م) ما توانستيم اين نكته را بقبولانيم كه حزب بدون حضور زن معني ندارد. و به اين ترتيب بود كه گروهي از خانمها در حزب پذيرفته شدند... با گذشت دو سه سال سازماني بنام سازمان زنان تشكيل داديم... و نشريه اي بنام "جهان زنان " ... و سپس تأكيد مي كند كه دلیل پیوستنش به حزب توده دفاع آن حزب از حقوق زنان بوده است. مریم فیروز در زمینه اقدامات رضاشاه در مورد زنان می گوید: " طی حکومت دیکتاتوری رضاشاه، کانون بانوان با دایر کردن استخر و سازمان هایی نظیر پیشاهنگی دختران، زمینه را برای اپوزیسیون مرکب از نیروهای ارتجاعی فراهم کرد. فعالیتهای این کانون با دادن بهانه بر دست نیروهای ارتجاعی، مانع از بهبود وضع زنان گردید و امروز این نیروها علیه هرگونه آزادی قد علم می کنند.(خاطرات مریم فیروز. موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه، انتشارات اطلاعات. تهران. 1373. ص 39-40 )

 

درست است که در اوایل زنها جدا از مردها در حوزه حضور داشتند. ولی بمرور زمان بطور مختلط در حوزه ها شرکت می کردند. در تاریخ احزاب سیاسی اولین بار زنها برابر با مردها در جلسات حزب شروع به شرکت کردند. ( البته در برخی مناطق اینطور نبود، یعنی هر کدام مذهبی تر بود. در آنجا موازین مذهبی رعایت می شد. م). حزب توده بعنوان وارث نیروی چپ در برنامه خود دستمزد برابر برای کار برابر و دو ماه مرخصی زایمان برای کارگران زن را طرح کرد و متعهد به بهبود اوضاع و شرائط مادی زندگی زنان و حمایت از مبارزه آنان برای کسب حقوق سیاسی و اجتماعی شد.( احمد قاسمی. مرامنامه حزب توده ایران. ص 249-251) سپس تشکیلات زنان را ایجاد کرد این سازمان بزرگترین سازمان زنی بود که در صفوف خود اکثر تحصیل کردگان، دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و کارکنان دولت را جای داده بود. این تشکیلات با انتشار مجله به نام بیداری زنان خدمات شایانی به جنبش زنان و مبارزه سیاسی آن نمود. که در تاریخ احزاب سیاسی ایران کم نظیر است.

 

در دامان این حزب عده زیادی از زنان مبارز مشهوری گام به عرصه مبارزه سیاسی گذاشته اند که به جرأت می توان آنها را پیشکسوتان زنان مبارز نسل امروزی خواند. بعد از کودتای 28 مرداد سال 1332 بیشتر فعالیت این حزب از طرف رژیم محمدرضاشاهی منحل اعلام شد. عده زیادی از اعضای حزب، بخصوص افسران آن دستگیرشدند. یا به اعدام و یا به حبس ابد محکوم شدند ولی اکثر رهبران آن به خارج از کشور فرار کردند.

 

اما رژیم پهلوی با این همه قداری نتوانست تأثیر این بیداری زنان که نطفه اش در حزب توده بسته شده بود از بین ببرد و جنبش زنان را از محتوای مبارزاتی برای برابری و عدالت خواهی تهی نماید. زیرا بعد از سال های دهه 40 ما شاهد مبارزات زنان در صفوف اپوزیسیون رادیکال رژیم هستیم. در طی این سالها بنا به خفقان رژیم حاکم ، در بطن علنی جامعه هیچ حزب مترقی، بخصوص چپ که پرچمدار عدالت خواهی و برابری در ایران است، مشاهده نشد. چون حضورش برای رژیم تحمل ناپذیر بود. از این رو نطفه مبارزات چریکی در کشورگذاشته شد. اولین سازمان چریکی بنام مجاهدین خلق برای سرنگونی رژیم دست به اسلحه برد. در صفوف این سازمان، زنان نیز اشتراک عمل داشتند. زن مجاهد مانند مرد مجاهد تمام فنون جنگ چریکی را در پایگاه های مخفی می آموخت. سپس در اواخر سال های دهه چهل سازمان چریک های فدائی خلق با بینش چپ گام در راه مبارزه گذاشتند. در صفوف این سازمان ما شاهد حضورپررنگتر زنان مبارز نسبت به مشارکت زنان درسازمان مجاهدین هستیم . و البته د ر تعاقب آن افزایش تعداد زندانیان سیاسی زن . این زنان مبارزه در زیر شکنجه های جلادان رژیم مقاومت قهرمانانه داشته اند. اشرف دهقانی ها، مرضیه اوسکوئی ها و صدها زنان قهرمان دیگر را در پیکار با رژیم منحوس پهلوی به میدان آمدند.

 

و بالاخره در سنگرهای مبارزاتی جریانات انقلاب 22 بهمن تعداد زنان را بیش از پیش محسوس تر دیدیم. در صفوف این سازمانهای چریکی هزاران زن مبارز دانشگاهی، کارمندی و کارگری دوش به دوش مردان برای آزادی و عدالت خواهی پیکار می کردند.

 

بعد از این تاریخ ، دیگر فکر "زن بعنوان ضعیفه در کنج خانه تنها نشستن و مکلف به خانه داری و تربیت فرزندان آفریده شده است" در سینه تاریخ ایران دفن شد.

 

درست است که این نگرش مرد سالارانه ریشه فرهنگی دارد و هنوز هم در جامعه امروزی ایران با بودن رژیم اسلامی به حیات خود ادامه می دهد. اما جای خوشحالی است که امروز جنبش زنان به درجه ای از رشد خود رسیده است که می تواند افراد میلیونی را دور خود بسیج نماید(کمپین یک میلیون امضاء). امروز در جامعه ایران سطح سواد در دانشگاهها 60 به 40 رسیده(تعداد دختران دانشجو 60 درصد) و این هم نشانگر آن است که جنبش زنان در جامعه امروزی کشور مهر و نشان خود را در همه عرصه های اقتصادی سیاسی و فرهنگی زده است. امروز تعداد زنان مبارز زندانی از همه ادوار تاریخی کشور بیشتر است. و این هم نشانگر بیداری زنان در سطح ایران است.

سویل سلیمانی