خانه/ ائو

«تقي اراني» از نگاه مازيار بهروز/ فرشاد اسماعيلي

حزب توده اراني را مصادره كرده است

مازيار بهروز يكي از تاريخ‌نگاران جريان چپ در ايران محسوب مي‌شود كه در اين سال‌ها بيشتر با كتاب شورشيان آرمانخواه شناخته شده است. پدر بهروز، جهانگير بهروز از روزنامه‌نگاران باسابقه و از اعضاي حزب توده ايران بوده است. به همين خاطر آشنايي او با جريانات چپ و حزب توده هم انگيزه‌يي بود كه به سراغ او برويم تا با نگاه او درباره گروه 53 نفر با تكيه بر تاريخ نگاري معاصر ايران درباره شخصيت «تقي اراني» بيشتر آشنا شويم. مازيار بهروز در سال 1354 براي ادامه تحصيل به انگلستان رفت و ديپلم دبيرستان را در آنجاگرفت. براي تكميل تحصيلاتش، به امريكا رفت و از كالج سنت مري در شمال كاليفرنيا ليسانس تاريخ و علوم سياسي گرفت. از دانشگاه ايالتي كاليفرنيا در سانفرانسيسكو فوق‌ليسانس تاريخ جديد اروپا گرفت. در دانشگاه كاليفرنيا (يو سي ال اي) در رشته تاريخ دوران جديد خاورميانه دكترا گرفت. رساله دكتر‌ايش را روي جريان‌هاي سياسي چپگرا در ايران كار كرد. مازيار بهروز هم اكنون به عنوان دانشيار در رشته تاريخ، در دانشگاه ايالتي سانفرانسيسكو به تدريس مشغول است.

اساسا چه گرايش‌هاي فكري‌اي از اراني او را متعلق به گروه 53 نفر مي‌كرد؟

در پاسخ به اين پرسش بايد توجه داشت كه «گروه 53 نفر» را در واقع دستگاه امنيتي آن زمان به عنوان جمعي با عقايد مشترك و داراي سازماندهي معرفي كرد. دليل اين عمل هم عامه‌پسند كردن اين عده براي محاكمه و افكار عمومي بود. يعني اينان را تبديل كردند به يك گروه و اگر نه 53 نفر شامل افرادي مي‌شد كه پيرامون يك نشريه و شخصيت اراني جمع شده بودند. برخي از آنان با يكديگر ارتباط چندان مهمي نداشتند. از اين منظر، ارتباط اراني با اين افراد در يك محفل روشنفكري آن زمان بود كه توسط دستگاه امنيتي آن زمان به شكل ديگري جلوه داده شد.

درباره اراني كتاب‌هاي زياد نوشته شده است و از نزديكانش نيز درباره او زياد گفته‌اند، گرايش چپ اراني چه مشخصه‌هايي داشت؟ آيا مي‌توان قائل به وابستگي او به كمونيسم شوروي بود؟

اراني بي‌شك گرايشات چپ داشته است و به ماركسيسم معتقد بوده اما درباره ارتباط عقايدش با شوروي و همچنين حزب كمونيست ايران كه حال در زمان بازگشت وي به ايران ديگر منحل شده بود، اختلاف نظر وجود دارد. به نظر مي‌آيد وي و محفل پيرامون نشريه دنيا با بازماندگان تشكيلات حزب كمونيست ايران ارتباط داشته‌اند. اما ابعاد اين ارتباط نامشخص است حجم حزب توده و دستگاه امنيتي آن زمان به دلايل متفاوت از هم كوشش كردند اين محفل را به حزب كمونيست ايران و از آن رهگذر به كمينترن و بعد به شوروي ارتباط دهند. اينكه اراني با صمد كامبخش و بعضا سرهنگ سيامك ارتباطاتي داشته است به نظر اختلافي درباره‌اش نيست. اما اينكه محتواي اين ارتباط تشكيلاتي بوده يا نه يا اينكه اراني عضو كميسيون بوده يا گرايش به آن داشته نامشخص است. برخي بر اين اعتقاد هستند كه ارتباط تشكيلاتي بوده و پس اراني به كمونيسم شوروي نزديكي داشته است و گروهي ديگر بر اين باورند كه خير، وي سوسياليستي مستقل بوده و ارتباطش با كامبخش از زاويه تبادل نظر بوده است.

به نظر وجه ناسيوناليستي اراني پررنگ‌تر بوده است؟

من نمي‌توانستم اراني را ناسيوناليست بخوانم چرا كه با اين كلمه بالا هست و مي‌تواند تفسيرهاي متفاوتي را موجب شود كه از سمت اين چند خط خارج است. اما مي‌توانم بگويم كه دكتر اراني در عين حالي كه ماركسيسم را قبول داشت به كشورش ايران نيز بسيار مهر ورزيد و انسان ميهن‌دوستي به حساب مي‌آمد.

روايت‌هايي كه از گرايش فكري اراني مي‌شود زياد است؛ آقاي خسرو شاهي، آبراهاميان، انور خامه‌يي و… اين روايت‌ها را چطور ارزيابي مي‌كنيد و درباره وابستگي و تعلق اراني به حزب توده، روايت‌هايي كه در تاريخ‌نگاري ايراني شده چقدر صادق بوده و چقدر تلاش شده است او را مصادره كنند؟

به نظر من حساب افراد نام برده را بايد از حساب حزب توده جدا كرد. حزب توده براي توليد سابقه مبارزاتي و جلوه بهتر براي خود در مورد اراني و (بسياري از موارد ديگر) به دستبرد تاريخي دست زده است كه خود البته با قرائت اين حزب از ماركسيسم – لنينيسم و مكتبي كه مواد پرورش يافته بود مطابقت دارد.

در مورد افرادي كه شما نام مي‌بريد، خسرو شاكري و آبراهاميان، دو فرد دانشگاهي هستند و كوشش آنان گزارش زندگي و فعاليت اراني براساس حرفه كاري آنان است. از اين منظر اين دو به دو برداشت متفاوت رسيده‌اند كه بيش از هر چه پيچيدگي اين دوران از زندگي اراني را نشان مي‌دهد. آبراهاميان معتقد است اراني در مرحله‌يي ماركسيست بوده اما به احتمال به جريان و كمونيسم نوع شوروي عنايت نداشته است. آبراهاميان در سال‌هاي بعد از نگارش كتاب «ايران بين دو انقلاب» مدركي را ارائه داد (كه من در كتاب شورشيان آرمانخواه به آن اشاره كرده‌ام) و نظر سابق خود را مورد كمي تجديدنظر قرار داد. او در اين مورد اضافه كرد كه براساس مدارك جديد به نظر مي‌آيد رابطه نزديك‌تري ميان اراني و كمينترن بوده است. شاكري بر اين باور است كه اراني از بدو ورود به ايران به نوع كمونيسم شوروي عنايت داشتند و از نظر تشكيلاتي نيز با آن رابطه تنگاتنگ داشته است. بنابراين نظرات اين دو، تا حدودي به هم نزديك هستند. شايد بايد در اينجا از حميد احمدي هم نام برد كه در كتاب خود بر اين باور است كه اراني ارتباطي با كمونيسم روسي نداشته و اصولا به نوعي سوسيال دموكراسي غربي گرايش داشته است.

انور خامه‌يي (و بزرگ علوي) از اعضاي 53 نفر بودند و در عين خاطره‌نگاري به پ‍ژوهشي مهم دست زده‌اند! اما نظر اين دو نيز با هم متفاوت است و بر اساس اختلاف بالا در دو سوي مجرا قرار مي‌گيرند.

به نظر من تمامي اين پ‍ژوهش‌ها نشان دهنده اين مهم است كه تاريخ فعاليت دكتر اراني از اين منظر از پيچيدگي خاصي برخوردار است و همچنان نمي‌توان داوري قطعي داشت. اما آنچه مي‌توان گفت اين است كه قرائب حزب توده از زندگي اراني به واقعيت ربط نزديكي ندارد و همان‌گونه كه در پرسش شما آمده است، حزب كوشش در مصادره داشته است.

اراني در مجله دنيا چه خطي را دنبال مي‌كرد؟

به نظر مي‌آيد خط مجله دنيا ترويج تفكر عادي و چپ در سطح فلسفي، علمي و تا حدودي سياسي بوده باشد. اين ترويج با احتياط و اعتدال همراه بود و به نظر مي‌آيد يك برنامه درازمدت را درنظر داشتند تا اينكه خواستم يك شبه يك حركت سياسي كوتاه مدت را سازماندهي كرد.

او در « فرقه جمهوري انقلابي ايران» به دنبال چه بود؟ اساسا مشي اين فرقه كه در آلمان پايه‌گذاري شد چه بود؟

برنامه «فرقه جمهوري…» و محتواي كاري و عملي آن بازمي‌گردد به موارد مورد اختلاف بالا كه بحث آن شد. به اين معني كه محتواي فرقه وابستگي به اينكه اراني را از كدام منظر مورد نظر قرار دهيد مورد بررسي قرار داده‌اند.

مرگ اراني در زندان بود و بيشتر درباره شيوع بيماري تيفوس و در زندان و سرايت به او گفته‌اند؛ درباره مر گ او در زندان به چه تحليلي مي‌توان نزديك شد؟ آيا ماجرا همين بوده است؟

اراني 16 ماه پس از آغاز دوران زندانش و پايان دادگاه فوت كرد. به نظر مي‌آيد رفتار بد در زندان و نبود امكانات اوليه پزشكي (زندان انفرادي و غيره) باعث مرگ وي مي‌شد. به قضاوت من اگر عمدي در كار بوده از اين زاويه و نتيجه اهمال‌كاري بوده است.

اعتماد

 

دوشونجه - اندیشه

ساخت و پرداخت هویتی در ایران/ سعید پیوندی

ساخت و پرداخت هویتی در ایران/ سعید پیوندی
ایرانی بودن به چه معناست و این حس هویتی مشترک میان مردمان سرزمینی که در داخل مرزهای امروزی کشور زندگی می‌کنند از ادامه...

ستارخان دوشونجه لرینی ، هله ده دوشونمه ین لر وار/ ابراهیم...

ستارخان دوشونجه لرینی ، هله ده دوشونمه ین لر وار/ ابراهیم...
چاغداش تاریخیمیزده اؤز دؤوروندن ایرلی گئدن اینسانلاریمیز آز اولماسا دا آراسیرا اؤزگه اولوسلارین بویوندوروغو ادامه...

ژان پول سارتر نه دئییردی؟

ژان پول سارتر نه دئییردی؟
ژان-پول سارتر (Jean-Paul Sartre) 1905-جي ايلده آنادان اولوب. گمي کاپيتاني اولان آتاسي او کؤرپه اولارکن دونياسيني ادامه...

شاید مسأله حق تحصیل به زبان مادری باشد!/ سعید متین پور

شاید مسأله حق تحصیل به زبان مادری باشد!/ سعید متین پور
در نخستین سال‌های دهه‌ی ۶۰ خورشیدی «حبیب ساهر» مدرس و مؤلف علم جغرافیا و شاعر نوپرداز با پرتاب خود از بالکن ادامه...

طبقه کارگر و مسأله ملی/ و. ای. لنین

طبقه کارگر و مسأله ملی/ و. ای. لنین
روسیه، تا آنجایی که به مسأله ملیتهای او مربوط می‌باشد، کشوری است مختلط. سیاست حکومت که همانا سیاست ملاکین ادامه...

سون ماتريال