خانه/ ائو

بولود قاراچورلو: شاعر فضاهای وهم آلود/ بیژن اسدی مقدم

Bulud Qarachurluبولود قاراچورلو( 1358- 1310 ) متخلص به «سهند» آفریدگار اشعاری بیادماندنی همچون «شهریارا مکتوب» یکی از بزرگترین و صمیمی ترین شاعران آذربایجان است که در بیان قدرت کم نظیر او در تسلط به زبان مادری وخلاقیت درعرصه هنر همین کفایت می کند که استاد بی نظیر شعر ترکی- استاد محمد حسین شهرایار- درباره او می گوید:

 اودا شعرین، ادبین شاه دادغیدی، شانلی سهندیم

اودا، سن تک آتار اولدوزلارا شعریله کمندی

اودا، سیمرغ دان آلماقدادی قندی

شعر یازاندا قلمیندن باخاسان نور سپه لندی

سانکی اولدوزلار الندی

سؤز دیئنده گوره سن قاتدی گولی، پسته نی، قندی

پاشاسین شاعر افندی

بولود قاراچورلو دراقیانوس تحولات اجتماعی ایران زیسته است او میراث دار سه شکست در عرصه مبارزات طبقاتی(انقلاب مشروطیت) مبارزات قومی( فرقه دمکرات آذربایجان) و مبارزات دمکراتیک( حکومت دکتر مصدق) بوده و بدین ترتیب تجربه ناب او از هستی در یکی از تلخ ترین و طوفانی ترین برهه از تحولات اجتماعی -که همواره داغ جانگاه شکست و تباهی مجاهدان و آزادیخواهان و سربرآوردن استبدادهای سهمناک تر را بر خود داشته- انجام گرفته است، روزگاری که در آن فرزانگان و راست قامتان این ملت در زیر چکمه خودکامگان بیشترین هزینه و تقاص را پرداختند و در این میان مردم آذربایجان به واسطه اینکه در هر سه نهضت یادشده بیشترین نقش را داشته و بالاترین پایداری و استقامت را نموده بودند بیش از دیگر هموطنان خود مورد ظلم و ستم استبداد شاهنشاهی فرا گرفته و عواقب ناگوار آن را چشیدند. اشعار بولود قاراچورلو را شاید بتوان از جهت ایماژ شاعرانه و خلق فضای ترس آور و   وهم آلود در ردیف پیش رمان های رئالیستی صادق هدایت بخصوص       «بوف کور»، نمایشنامه ها و داستان های کوتاه دکتر غلامحسین ساعدی به ویژه «عزاداران بیل» همچنین رمان «سنفونی مردگان» عباس معروفی محسوب نمود. یعنی هم طراز قله های ادبیات داستانی معاصر ایران که با استعداد هنری شگرف و صمیمت و صداقتی کم نظیر با زندگی و آثار قلمی خود و با سینه ای گشاده به مصاف خودکامگی که شعور انسان را تحقیر می کردند رفته، و عمیق ترین بنیان استبداد را که ریشه در ذهن و روان تاریخی این مردم دارد یعنی «ترس» و «واهمه» را به ریشخند گرفته و از سر بریده، نترسیدند. بولود قاراچورلو را از جهتی می توان مانند دکتر غلامحسین ساعدی «هنرمند- چریک» دانست چرا که او شاعری بسیار حساس و از نظر فکری و اجتماعی رزمنده است. او با تخلص «سهند» که نماد مقاومت و پایداری است اغب اشعار خود را در مقطعی از تاریخ ایران سروده که نظام سیاسی- پهلوی دوم- در اوج تبلور سلطه و خودکامگی و سازمان یافتگی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی (ساواک) قرار داشت و زادگاه او، پس از شکست نهضت فرقه دموکرات آذربایجان و سرکوب شدید مردم از سوی خوانین و حکومت مرکزی، درحاشیه مسائل و جریانات اجتماعی- سیاسی قرار گرفته و هویت و فرهنگ و زبان آذربایجان بشدت در معرض تهاجم و اضمحلال بوده و از سوی رژیم تحقیر و تخطئه می شد چنانچه این شاعر ارزنده در اوج خفقان و نهایت درماندگی مردم آذربایجان در بیان این وضعیت تلخ در قطعه شعری چنین می سراید:

طالعیمه باخ

دوشونجه لریم یاساق

دویغولاریم یاساق

گئچمیشیمدن سوز آچماغیم یاساق

گله جه ییمدن دانیسماغیم یاساق

آتابابامین آدین چکمه ییم یاساق

آتامدان آد آپارماغیم یاساق..

بیلیرسن؟

آنادان دوغولاندا بئله

اوزوم بیلمه یه- بیلمه یه

دیل آچیب دانیشدیغیم دیلده

دانیشماغیم دا یاساق ایمیش، یاساق

 

آن دیالیتیک ستبری که شاعر را به زمانه خود پیوند زده و ذهن او را در برابر شرایط مادی تاریخ قرار می دهد و از آن میان هنرمند متعهد و مسئول را به مثابه عنصری ساختارشکن و عامل تغییر اجتماعی معرفی می نماید، به نحوی بارز در مورد بولود قاراچورلو مصداق خود را باز می یابد. او در ایران و در بستر شرایط ویژه ای از شیوه تولید و روبنای سیاسی همزاد آن یعنی« حکومت فردی» و به عبارتی بدترین نوع حکومت به تجربه زندگی و هستنی نشسته است. کشوری که کانونی ترین عنصر نظام سیاسی خودکامه آن که مرتباً با استمرار زمان تولید و باز تولید می شود«ترس» است، ترس و وحشتی عمیق و تاریخی از فردی که تمامی قدرت را در خود متمرکز نموده و ارزش مردم را تا به حد چهارپا(رعایا) کاسته است و این فضای خوف و رعب که همزاد استبداد و تحکیم بخش بنیانهای آن می باشد. همواره بخش جدایی ناپذیر از زندگی و حیات اجتماعی اقوام ایرانی بوده ودر جای جای اندیشه و احساس آنها حضور داشته است و بولود قاراچورلو شاعری است که با صداقت و زیبایی تمام، این ساختار تاریخی زندگی جمعی اهالی ایران و سرزمین خود را در آ‌ثارش بازآفرینی کرده است. از این رهگذر با بیان شاعرانه خفقان موجود ، آ ن فضای مذموم را نفی و بر وجود مادی و عوامل تثبیت کننده آن شدیداً شوریده است. بر این اساس      می توان وی را از آنگونه نخبگان فرهنگی و اجتماعی ایران و به ویژه آذربایجان بشمار می آورد که نقشی اساسی در ترک برداشتن و فروریختن استبداد محمدرضا شاهی در سال 57 داشته اند و چه غم انگیز می بود اگر بولود قبل از چشیدن طعم آزادی در سال 57 دیده بر خاک می کشید!

 

 

 

دوشونجه - اندیشه

ساخت و پرداخت هویتی در ایران/ سعید پیوندی

ساخت و پرداخت هویتی در ایران/ سعید پیوندی
ایرانی بودن به چه معناست و این حس هویتی مشترک میان مردمان سرزمینی که در داخل مرزهای امروزی کشور زندگی می‌کنند از ادامه...

ستارخان دوشونجه لرینی ، هله ده دوشونمه ین لر وار/ ابراهیم...

ستارخان دوشونجه لرینی ، هله ده دوشونمه ین لر وار/ ابراهیم...
چاغداش تاریخیمیزده اؤز دؤوروندن ایرلی گئدن اینسانلاریمیز آز اولماسا دا آراسیرا اؤزگه اولوسلارین بویوندوروغو ادامه...

ژان پول سارتر نه دئییردی؟

ژان پول سارتر نه دئییردی؟
ژان-پول سارتر (Jean-Paul Sartre) 1905-جي ايلده آنادان اولوب. گمي کاپيتاني اولان آتاسي او کؤرپه اولارکن دونياسيني ادامه...

شاید مسأله حق تحصیل به زبان مادری باشد!/ سعید متین پور

شاید مسأله حق تحصیل به زبان مادری باشد!/ سعید متین پور
در نخستین سال‌های دهه‌ی ۶۰ خورشیدی «حبیب ساهر» مدرس و مؤلف علم جغرافیا و شاعر نوپرداز با پرتاب خود از بالکن ادامه...

طبقه کارگر و مسأله ملی/ و. ای. لنین

طبقه کارگر و مسأله ملی/ و. ای. لنین
روسیه، تا آنجایی که به مسأله ملیتهای او مربوط می‌باشد، کشوری است مختلط. سیاست حکومت که همانا سیاست ملاکین ادامه...

سون ماتريال